اکمل. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) تمام تر و کامل تر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کاملتر. ( غیاث اللغات ). رسیده تر. رساتر: بنحو اکمل ؛ بطریق کاملتر. بنحو اتم. ( فرهنگ فارسی معین ) : مصباح امم امام اکمل مفتاح همم همام اکرم.خاقانی.اصل بیند دیده چون اکمل بودفرع بیند چونکه مرد احول بود.مولوی.بلکه حظ اجزل و نصیب اکمل از آن وی باشد. ( آداب الملوک فخررازی ). || ( اصطلاح عروض ) نام بحری است که وزنش هشت بار مف...
فرهنگ عمید
کامل تر، تمام تر.
فرهنگ معین
(اَ مَ ) [ ع . ] (ص تف . ) تمامتر، کامل تر.
فرهنگ فارسی
کاملتر، تمامتر (صفت ) تمامتر کاملتر رسیده تر رساتر. یا بنحو اکمل . بطریق کاملتر بنحواتم .
دانشنامه عمومی
اُکمل (به انگلیسی: OCaml) در اصل شناخته شده به عنوان «کمل شئ گرا»، پیاده سازی عمدهٔ زبان برنامه نویسی کمل ۱۹۹۶ ساخته توسط ژاویر لیروی و سایرین ساخته شد. اُکمل زبان کمل را را به ساختارهای شئ گرا گسترش می دهد.ابزارهای اکمل شامل یک مفسر سطح بالا، یک کامپایلر بایت کد، یک مدیر بسته/پکیج منیجر (OPAM)، و یک کامپایلر آپتیمایز کننده به زبان ماشین است. این زبان کتابخانهٔ استاندارد بزرگی دارد که آن را در بسی...