اکراه. [ اِ ] ( ع مص ) به ناخواه و ستم بر کاری داشتن. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). به ستم بر کاری داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( از مؤید الفضلاء ). به کار خلاف میل واداشتن کسی را. ( از اقرب الموارد ). استکراه. ( المصادر زوزنی ). تلجیه. ( تاج المصادر بیهقی ). اذآم. دین. اجبار. ( یادداشت مؤلف ). || فارسیان به معنی ...
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) کسی را به زور و ستم به کاری واداشتن، کسی را خلاف میل او به کاری مجبور کردن. ۲. بی میلی. ۳. تنفر.
اِکراه(یا: اجبار) وادارکردن شخص، به واسطۀ تهدید، به کاری یا خودداری از کاری بدون رضایت و میل او. اگر تهدید به قدری باشد که علاوه بر عدم رضایت، قصد و نیت شخص را نیز زایل کند به نحوی که اختیار او را سلب نماید، اجبار نام دارد. از نظر حقوقی، اعمالی منشأ اثر و معتبر است یا از نظر کیفری باعث مسئولیت جزایی است که مبتنی بر ارادۀ صحیح و خالی از عیب باشد. اراده دارای دو عنصر اساسی رضا و قصد است و اراده ای م...
فرهنگ فارسی
کسی را بزور و ستم بکاری واداشتن، کسی را خلاف میل او بکاری مجبورکردن ۱ - ( مصدر ) ناخوش داشتن ناپسند داشتن. ۲ - کسی را بزور بکاری وا داشتن به ستم بر کاری داشتن . ۳ - ( اسم ) ناخواست فشار زور . یا به اکراه. بنا خواست بزور.
دانشنامه عمومی
اکراه وادار کردن دیگری به انجام یا ترک کاری است که از آن کراهت دارد. تفاوت اصلی اجبار و اکراه در این است که در اکراه اراده شخص سلب نشده و او آزادی و اختیار را دارد ولی نتیجهٔ عدم تبعیت از خواست اکراه کننده به قدری وخیم است که شخص تسلیم او می گردد. در واقع شخص اکراه شده فاقد رضایت و شخص مجبور فاقد قصد و اراده است.قدرت اکراه کننده بر انجام تهدید و جدی بودن تهدیدناتوانی اکراه شونده از رفع آنغیرقانونی...
hate (اسم)تنفر، نفرت، ستیز، دشمنی، غل، اکراهgrudge (اسم)بیزاری، کینه، بی میلی، غبطه، غرض، لج، اکراهreluctance (اسم)بیزاری، بی میلی، اکراه، مقاومت مغناطیسیreluctancy (اسم)بیزاری، بی میلی، اکراه، مقاومت مغناطیسی...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] إکراه. اِکْراه ، اصطلاحی در فقه و حقوق به معنای وادار ساختن تهدیدآمیز کسی به عملی که در شرایط عادی به انجام دادن آن رضا نداشته است .اکراه در لغت وادار کردن قهری کسی به امری است و همین معنی ، بدون تصرفی قابل ملاحظه ، در اصطلاح فقهی نیز مقصود بوده است .wikifeqh: انسان به امری است که برپایه طبع یا شرع آن را ناخوش می دارد و با وجود ناخرسندی، برای رفع ضرری شدیدتر، به آن اقدام می کند.
علی...