Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اکبراباد شش ده

تلفظ بین المللی : /ˈaːkbarˌɑbɑd ʃˈeʃ dˈah/ تلفظ :‌ ['a:kbaR,AbAd S'eS d'ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اکبرآباد شش ده
  • اکبراباد
  • اکبرآباد
  • اکبرآباد حومه
  • اکبرآباد علیا
  • اکبراباد حومه
  • اکبراباد علیا
  • اکبراباد ارجمند
  • اکبراباد بالا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( اکبرآباد شش ده ) اکبرآباد شش ده. [ اَ ب َ دِ ش ِ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان فسا. سکنه آن 625 تن و آب آن از چاه و محصول عمده آنجا غلات و حبوب و پنبه و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

( اکبر آباد شش ده ) ده از بخش مرکزی شهرستان فسا

کلمات مرتبط

  • اکبرآباد شش ده
  • اکبراباد
  • اکبرآباد
  • اکبرآباد حومه
  • اکبرآباد علیا
  • اکبراباد حومه
  • اکبراباد علیا
  • اکبراباد ارجمند
  • اکبراباد بالا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات