اژنگ . [ اَ ژَ ] (اِ) چین پیشانی و روی و اندام . (برهان ) (غیاث ). چین که از پیری یا غضب باشد. شکنج روی . آژنگ : اگر ز طبع روان تو راستی یابدجبین آب ، کجا یابد از نسیم اژنگ . منصور شیرازی .- اژنگ بر جبین افتادن ؛ کنایه از عبوس و ترش روی شدن باشد بهنگام غضب : اگر در جبین تو افتد اژنگ فتد لرزه اندر تن شاه زنگ .؟ (از فرهنگ سروری )....
فرهنگ عمید
آژنگ#NAME?
( آژنگ ) چین و چروکی که در چهره یا بین دو ابرو به دلیل پیری یا خشم پیدا شود: بزرگواری و کردار او و بخشش او / ز روی پیران بیرون همی برد آژنگ (فرخی: ۲۰۹ )، هرکجا بیندم از دور کند / چهره پرچین و جبین پرآژنگ (ایرج میرزا: ۱۹۲ ).= آژنگ
فرهنگ معین
(اَ ژَ) (اِ.) نک آژنگ .
( آژنگ ) (ژَ ) ( اِ. ) ۱ - چین و شکن روی پوست . ۲ - گره ، خم . ۳ - چروکی که در جامه افتد. ۴ - موج کوچک .(اَ ژَ ) (اِ. ) نک آژنگ .
فرهنگ فارسی
( آژنگ ) ( اسم ) ۱ - چین و شکنی که بسبب خشم بیماری یا پیری بر چهره و ابرو و پیشانی افتد شکنج نورد ترنجیدگی . ۲ - گره خم . ۳ - کیس که در جامه افتد. ۴ - موج کوچک که در آب پدید آید. چین شکناژنگ، آزنگ: چین وچروک، چین وشکن، چین وچروک که درچهره یاابروپیداشودازپیری یاخشم ( اسم ) چین پیشانی و روی و اندام .
فرهنگ اسم ها
اسم: آژنگ (پسر) (فارسی) (تلفظ: azhang) (فارسی: آژَنگ) (انگلیسی: azhang) معنی: چین و شکنی که بر پوست بدن و بخصوص پیشانی می افتد، خشم، موج کوتاهی که روی سطح آب ایجاد می شود
مترادف و متضاد
wrinkle(اسم)
چین، چروک، چین خوردگی، اژنگ
فرهنگستان زبان و ادب
آژنگ {rugae} [پزشکی-دندان پزشکی] در کالبدشناسی ، چین وشکن های غشای مخاطی