کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اژندن | کلماتور
معانی کلمه : اژندن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʒnadˌan/
تلفظ :
['a:Znad,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آژندن
زهر اگندن
اژند یعقوب
پهلو آکندن
پهلو اکندن
آزندن
آغندن
اغندن
اوژندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آژندن )
آژندن. [ ژَ دَ ] ( مص ) ملاط یعنی آژند میان دو خشت و مانند آن گستردن ، پیوستن آن دو را. || آجیدن. و رجوع به آزندن شود.
فرهنگ معین
( آژندن )
(ژَ دَ ) (مص ل . ) ملاط کشیدن بین دو خشت یا سنگ .
فرهنگ فارسی
( آژندن )
( مصدر ) ( آژند آژند خواهد آژند بیاژن آژننده آژیده ) آژند میان دو خشت یا دو سنگ کشیدن .
ملاط
کلمات مرتبط
آژندن
زهر اگندن
اژند یعقوب
پهلو آکندن
پهلو اکندن
آزندن
آغندن
اغندن
اوژندن
نظرات