کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اژدهاکش
تلفظ بین المللی :
/ˌeʒdehˈɑkoʃ/
تلفظ :
[,eZdeh'AkoS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اژدهاکشان
اژدهاکشی
اژدهاک
اژدهافش
اژدهاوش
اژدهاچشم
اژدهاکیش
اژدها
اژدهاماهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اژدهاکش. [ اَ دَ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده اژدها :
یل اژدهاکش بگرز و بتیر
سوار هزبرافکن و گردگیر.
اسدی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کشند. اژدها قاتل ثعبان .
کلمات مرتبط
اژدهاکشان
اژدهاکشی
اژدهاک
اژدهافش
اژدهاوش
اژدهاچشم
اژدهاکیش
اژدها
اژدهاماهی
نظرات