معانی کلمه : اپل
فرهنگ عمید
قطعه پارچه ای پُرشده از ابر یا پنبه که برای خوش حالت نشان دادن شانه ها، از زیر به سرشانه های لباس وصل می شود.
فرهنگ معین
(اَ پِ) [ انگ . ] (اِ.) از زبان های برنامه - نویسی کامپیوتر.
(اِ پُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر می کنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانه ها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان رویه و آستری می دوزند. 2 - سردوشی افسری ، شانه ، د وش .
فرهنگ فارسی
شانه، دوش، کتف
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
epauthorlet (اسم)
سردوشی، اپل، افسری
epauthorlette (اسم)
سردوشی، اپل، افسری
فرهنگ فارسی ساره
سرشانه
