کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اویزان | کلماتور
معانی کلمه : اویزان
تلفظ بین المللی :
/ˈaːvizˌɑn/
تلفظ :
['a:viz,An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
آویزان
اویزان بودن
اویزان شدن یا کردن
اویزان و گشاد
اویزان کردن
اویزان کننده
آویزان شدن
اویزان شدن
سکان آویزان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( آویزان ) آویزان. ( نف ، ق ) در حال آویختگی. || آویخته. معلق. آونگ. آون. دروا. آونگان. دلنگان.- آویزان کردن ؛ آویختن. تعلیق. || جنگ و گریز کنان. گریز و آویز کنان : غوریان دررمیدند و هزیمت شدند وآویزان میرفتند تا ده. ( تاریخ بیهقی ). || مشغول. دست بکار. آغازان. || دست بیقه : باد سحری سپیده دم خیزانست با میغ سیه بجنگ آویزانست.منوچهری....
فرهنگ عمید
( آویزان )
۱. آویخته، معلق.
۲. (قید ) در حال آویختگی.
۳. طفیلی، مزاحم.
۴. [عامیانه] غمگین.
۵. در حال دعوا، گلاویز.
فرهنگ معین
( آویزان )
(ص فا. ) ۱ - معلق ، آویخته . ۲ - در حال جنگ و گریز.
فرهنگ فارسی
( آویزان )
( صفت ) ۱ - در حال آویختگی . ۲ - جنگ و گریز کنان . ۳ - ( صفت ) معلق آونگ . ۴ - مشغول دست بکار .
دانشنامه عمومی
آویزان.
«آویزان» (به انگلیسی: Hung Up) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا مدونا است که در سال ۲۰۰۵ میلادی منتشر شد.
wiki:
آویزان
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
hanging (صفت)اویزان، فروهشته، مستحق اعدام، معلق، چیز اویخته شدهdangling (صفت)اویزانsuspended (صفت)اویزان، موکول، معلق، موقوف، موقوف شدهimpendent (صفت)اویزان، قریب الوقوع، تهدید کنندهpensile (صفت)اویزان، اویخته...
واژه نامه بختیاریکا
( آویزان )
دنگلادیز؛ سر سنگلات؛ شُرآوه ریز؛ شِوِر؛ آلِوُو؛ اَلَنگار؛ بَند به کَد؛ دائول؛ دلنگون؛ گِلوزو؛ وَرَنگل؛ گَل
( آویزان )
اَوزنیدِه
کلمات مرتبط
آویزان
اویزان بودن
اویزان شدن یا کردن
اویزان و گشاد
اویزان کردن
اویزان کننده
آویزان شدن
اویزان شدن
سکان آویزان
نظرات