معانی کلمه : اولویت حمل ونقل عمومی
فرهنگ فارسی
اولویت برای عبور وسایل نقلیۀ عمومی ازطریق تنظیم و فرماندهی چراغهای راهنمایی بهنحویکه زمان انتظار در تقاطع برای این وسایل به صفر یا به حداقل ممکن برسد
فرهنگستان زبان و ادب
{transit priority} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] اولویت برای عبور وسایل نقلیۀ عمومی ازطریق تنظیم و فرماندهی چراغ های راهنمایی به نحوی که زمان انتظار در تقاطع برای این وسایل به صفر یا به حداقل ممکن برسد
