کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اولجامیشی | کلماتور
معانی کلمه : اولجامیشی
تلفظ بین المللی :
/uːldʒˈɑmiʃˌi/
تلفظ :
[u:ldZ'AmiS,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
اولجامشی
ایلغامیشی
ایلغامیشی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
اولجامیشی. [ اُ ] ( ترکی ، اِ ) اولجامشی.
- اولجامیشی کردن ؛ تعظیم و کرنش کردن : در آن منزل امیر ارغون با عموم اکابر و اعیان و صدور خراسان برسید و اولجامیشی کردند. ( رشیدی ).
فرهنگ عمید
۱. کرنش، تعظیم.
۲. [مجاز] اطاعت، فرمانبرداری.
کلمات مرتبط
اولجامشی
ایلغامیشی
ایلغامیشی کردن
نظرات