Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اورمز

تلفظ بین المللی : /ˈuːrmaz/ تلفظ :‌ ['u:Rmaz]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رام اورمزد
  • اورمزد
  • کتیبه های اردشیر بابکان و اورمزد
  • اورمزدیار
  • اورمزد اردشیر
  • اورمزدی
  • اورمزبی سنت مارگرت ویت اسکرتبی
  • اورمزبی سنت مایکل
  • اورمزبی مینه سوتا
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اورمز. [ م ُ ] (اِخ ) پسرزاده ٔ اسفندیار که پسر بهمن باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء) :
کمین بنده ٔ تو بود اورمز
که توچون شبانی و ایشان چو بز.

فردوسی .


اورمز. [ م َ ] (اِخ ) اورمزد. ستاره ٔ مشتری . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ). آنرا ازاوش نیز خوانند. (آنندراج ). || (اِ) روز اول از هر ماه شمسی . (ن...

فرهنگ معین

(اُ مَ یا مُ ) (اِ. ) نک اورمزد.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) اهور مزدا ۲ - ( اسم ) مشتری (سیاره ) ۳ - روز اول از هر ماه شمسی .
پسر زاده اسفندیار که پسر بهمن باشد

کلمات مرتبط

  • رام اورمزد
  • اورمزد
  • کتیبه های اردشیر بابکان و اورمزد
  • اورمزدیار
  • اورمزد اردشیر
  • اورمزدی
  • اورمزبی سنت مارگرت ویت اسکرتبی
  • اورمزبی سنت مایکل
  • اورمزبی مینه سوتا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات