اور. [ اَ وَ ] (اِ) فحش و سخن زشت . (ناظم الاطباء). کلام زشت و فحش . (آنندراج ).
اور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ اُوار، به معنی گرمی آفتاب و آتش . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
اور. [ اُ وَ ] (ع اِ) ج ِ وُؤره . (منتهی الارب ). || ج ِ اِرَه . (ناظم الاطباء). رجوع به وؤره شود.
نازوکرشمۀ نامطلوب: اورواطوار.
(بختیاری) اِور(eor) اَبر.
(گنابادی) [owr]؛ به او، او را. || اورِ [owre]؛ به او نگاه کنید، ببینیدش (دعوت به نگاه کردن، همراه با تمسخر و تحقیر).
۱دره ۲جنبش موزون و حرکت رقص گونه با بالاتنه و کمر
از لغت های سومری است به معنی شهر و آبادی بزرگ ولی بصورت پسوندی ...