اوتار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَتَر. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). به معنی تارهای ساز و رودهای کمان. ( غیاث اللغات از منتخب اللغة ). زه ها. ( نوروزنامه ). زه های کمان : گه از الحان مرغان گه ز اوتارخبر آرند جانت را ز اسرار.ناصرخسرو.در او نغمه و ناله های درست به اوتار نسبت فروبست چست.نظامی.بساز ای مغنی ره دلپسندبر اوتار این ارغنون بلند.نظامی.|| ج ِ وِت...
تارها، زهها، جمع وتربه معنی زه کمان ( اسم ) جمع وتر ۱ - تارها زهها . ۲ - تارهای ساز زههای ساز که بناخن یا زخمه نوازند .
دانشنامه عمومی
اَوَتار (به خط دوناگری:अवतार) به معنی «حلول » در آیین هندو عبارت است از تجسد مادی ناشی از هبوط از آسمان به زمین ایزدان هندو است.در تعریف عمومی نیز کلمه آواتار به معنای حلول خداوند در قالب انسانی و تجسم عامل الهی می باشد. در بسیاری فرهنگهای دینی و معنوی دیگر هم معادل همین مفهوم وجود دارد. آواتار، قطب الهی و استاد اعظم مفاهیمی مشابه همدیگر هستند و به فردی اطلاق می شود که در رأس نظام استادان حق قرار ...