اوایل. [اَ ی ِ ] ( ع اِ ) اوائل. ج ِ اول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اوائل و اول شود.
اوائل. [ اَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِاَوَّل. اوایل. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). نحویین گویند: اصل اوائل اواول [ با دو واو ] بوده است ولی چون دو واو در دو طرف الف قرار گرفته اند وکلمه جمع و جمع ثقیل است دومی را بهمزه برگردانده اند و گاه قلب کنند...
فرهنگ عمید
اول#NAME?
= اول
فرهنگ معین
(اَ یِ ) [ ع . اوائل ] (صِ. اِ. ) جِ اول . ۱ - آغازها، پیش ها. ۲ - پیشینیان .
فرهنگ فارسی
(اسم صفت ) جمع اول . ۱ - آغازها پیشها. ۲ - پیشینها پیشینیان .
اوایل، جمع اول (اسم صفت ) جمع اول . ۱ - آغازها پیشها. ۲ - پیشینها پیشینیان .
[ویکی فقه] اوائل (سرآغازها). اَوائل ، سرآغاز یا نخستین ها، عشق به آگاهی از سرآغاز پدیده های جهان پیوسته کنجکاوی مردمان را برانگیخته است .در میان اعراب این کنجکاوی پا به دامنه «ادب » نهاد و نویسندگان مسلمان از آغاز قرن ۲ق به تألیف در باب «اوائل » دست زدند. و ذیل ِ «اول ُ...، اول ُ من ...، اول ُ ما...» انبوهی از باورهای عمومی یا خرافات ، و یا نکات لغوی را شرح دادند.دو جنبه عام آغاز شناسی«آغاز شناس...