کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه او-کردن-چی | کلماتور
معنی کلمه : او کردن چی
تلفظ بین المللی :
/ˈuː kˈardan tʃˈi/
تلفظ :
['u: k'aRdan tS'i]
پیمایش سریع
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
او کردن به چی
چیزهایی که فقط با نگاه کردن می توانید به او بگویید
اسباب مخصوص در اوردن چیزی
تاب چیزی را اوردن
چیز تازه اوردن
سوراخ چیزیرا بند اوردن
سر و ته چیزی را بهم اوردن
نوبر چیزی را اوردن یا نوبرش را اوردن
اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
واژه نامه بختیاریکا
واژه نامه بختیاریکا
( اَو کردن چی )
آب کردن چیزی. کنایه از فروختن؛ تپاندن
کلمات مرتبط
او کردن به چی
چیزهایی که فقط با نگاه کردن می توانید به او بگویید
اسباب مخصوص در اوردن چیزی
تاب چیزی را اوردن
چیز تازه اوردن
سوراخ چیزیرا بند اوردن
سر و ته چیزی را بهم اوردن
نوبر چیزی را اوردن یا نوبرش را اوردن
اخم وتخم کردن یا اخم وتخم چیزی را برای کسی اوردن
نظرات