( آهنوخوشی ) آهنوخوشی. [ خ ُ ] ( ص ، اِ ) اَهْنوخُشی. پیشه ور. اهل صنعت. یکی از طبقات چهارگانه ای که جمشید مردمان را بدان بخش کرد : چهارم که خوانند اَهنوخوشی همان دست ورزان با سرکشی کجا کارشان همگنان پیشه بودروانْشان همیشه پراندیشه بود.فردوسی.اهنوخوشی. [ اَ خ َ ] ( اِ ) اهل حرفت. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( فرهنگ شعوری ). یکی از چهارقسم است از اقسام مردم که جمشید قرار داده بود و آن چنان است که جمشید ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) طبق. صنعتگر . همین کلمه است که در نسخ شاهنامه بصورت (اهنوخوشی ) تحریف شده : (چهارم که خوانند اهنو خوشی (اهنوخشی ) همان دست و رزان با سرکشی . ) (شاهنامه )