اهابت . [ اِ ب َ ] (ع مص ) اهابة. رجوع به اهابة شود.
اهابت. [ اِ ب َ ] ( ع مص ) اهابة. رجوع به اهابة شود.اهابة. [ اِ ب َ ] ( ع مص )خواندن بهیمه را. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادرزوزنی ). بانگ زدن بر شتر به لفظ هاب هاب یا خواندن و یا زجر کردن بدان لفظ. و بانگ زدن بر گوسفند تا بایستد یا بازگردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بانگ برزدن بر شتر بلفظ هاب ه...