کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگشتۀ-روی-دار | کلماتور
معانی کلمه : انگشتۀ روی دار
تلفظ بین المللی :
/ˌanɡoʃtˈeje rˈuje dˈɑr/
تلفظ :
[,angoSt'eje R'uje d'AR]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
راه رفتن روی انگشت پا
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
ری انگتن
اندام حرکتی پنج انگشتی
سِنج انگشتی
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
حبهای حاوی فلز روی با اتصالات عرضی که در پروتئینهای متصلشونده به دِنا مشترک است
فرهنگستان زبان و ادب
{zinc finger} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] حبه ای حاوی فلز روی با اتصالات عرضی که در پروتئین های متصل شونده به دِنا مشترک است
کلمات مرتبط
راه رفتن روی انگشت پا
اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
ری انگتن
اندام حرکتی پنج انگشتی
سِنج انگشتی
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
نظرات