کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگشتک-عروس | کلماتور
معانی کلمه : انگشتک عروس
تلفظ بین المللی :
/anɡˈoʃtak ˈarus/
تلفظ :
[ang'oStak 'aRus]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انگشت عروس
عروسک انگشتی
انگشت عروسان
انگشتک
اندام حرکتی پنج انگشتی
سِنج انگشتی
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انگشتک عروس. [ اَ گ ُ ت ِ ک ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) انگشت عروس که نام قسمی حلواست. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ). || نوعی انگور. ( از مجموعه مترادفات ص 51 ). و رجوع به انگشت عروس شود.
فرهنگ فارسی
انگشت عروس که نام قسمی حلواست ٠ یا نوعی انگور ٠
کلمات مرتبط
انگشت عروس
عروسک انگشتی
انگشت عروسان
انگشتک
اندام حرکتی پنج انگشتی
سِنج انگشتی
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
نظرات