انگشت خاییدن. [ اَ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از حسرت و افسوس خوردن و ندامت و پشیمانی داشتن. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ). کنایه از پشیمانی خوردن و ندامت کردن و افسوس خوردن. ( هفت قلزم ). پشیمان شدن و تأسف خوردن. ( از مجموعه مترادفات ص 78 ) : چون سلیمان قدر دل اکنون نمی دانی که چیست آن زمان انگشت می خایی که بی خاتم شدی.سعدی ( از آنندراج ذیل انگشت خواره ).هرکه خواهد که درین طایفه انگشت خلاف بر...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - حسرت کشیدن افسوس خوردن. ۲ - پشیمانی داشتن ندامت کشیدن .