کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگاشتنی | کلماتور
معانی کلمه : انگاشتنی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnɡˈɑʃtanˌi/
تلفظ :
['a:ng'AStan,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زی انباشتنی
فرانامۀ پیش انگاشتی
ندیده انگاشتن
نادیده انگاشتن
انگاشتی
سهل انگاشتن
انگاشتن
پیش انگاشتی
یادگیری کنشی پیش انگاشتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
انگاشتنی. [ اَ / اِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل انگاشتن. || محسوب. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - قابل انگاشتن ۲ - محسوب .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
imaginable (صفت)قابل درک، تصور کردنی، تصوری، قابل تصور، انگاشتنی، وابسته به تصورات و پندارهاimaginal (صفت)قابل درک، تصور کردنی، تصوری، قابل تصور، انگاشتنی، وابسته به تصورات و پندارهاsupposable (صفت)تصور کردنی، انگاشتنی، گمان کردن، فرض کردنی، قابل عرض...
کلمات مرتبط
زی انباشتنی
فرانامۀ پیش انگاشتی
ندیده انگاشتن
نادیده انگاشتن
انگاشتی
سهل انگاشتن
انگاشتن
پیش انگاشتی
یادگیری کنشی پیش انگاشتی
نظرات