کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگارده | کلماتور
معانی کلمه : انگارده
تلفظ بین المللی :
/ˈenɡɑrˌadeː/
تلفظ :
['engAR,ade:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
روس انگرده
انبارده
انگاردن
انگارنده
انگاره
انگرده
انگاره ای
تن انگاره
انارده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انگارده. [ اَ / اِ دَ / دِ ] ( ن مف ) پنداشته. تصورکرده. ( فرهنگ سروری ). پنداشته. تصورشده. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ ) افسانه و سرگذشت. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).- انگارده خر ؛ خریدار افسانه : خواست کز پیش درم بگذرد از بیخبری چون چنان دید شد از غم دل من زیر و زبربانگ برداشتم از غایت نومیدی عشق گفتم ای عشوه فروشنده انگارده خر.سنایی ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).|| افسانه گو. (...
فرهنگ عمید
۱. افسانه.
۲. داستان، قصه.
۳. سرگذشت.
کلمات مرتبط
روس انگرده
انبارده
انگاردن
انگارنده
انگاره
انگرده
انگاره ای
تن انگاره
انارده
نظرات