کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انک-کردن | کلماتور
معانی کلمه : انک کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnk kˈardan/
تلفظ :
['a:nk k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
این سو و ان سو حرکت کردن
با اهک کاری سفید کردن
بی اهک کردن
این رو ان رو کردن
این شاخ و ان شاخ کردن
این پا و ان پا کردن یا شدن
اتاق زیر شیروانی پنهان کردن انه فرانک
حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
سوزاندن گناه و پاک کردن ان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انک کردن. [ اَ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامیانه ، خجالت دادن. تحقیر کردن. کسی را از رو بردن. او را کوچک کردن. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
فرهنگ فارسی
در تداول عامیانه خجالت دادن تحقیر کردن . کسی را از رو بردن .
کلمات مرتبط
این سو و ان سو حرکت کردن
با اهک کاری سفید کردن
بی اهک کردن
این رو ان رو کردن
این شاخ و ان شاخ کردن
این پا و ان پا کردن یا شدن
اتاق زیر شیروانی پنهان کردن انه فرانک
حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
سوزاندن گناه و پاک کردن ان
نظرات