انوار. [ اَن ْ ] (اِخ ) رجوع به قاسم انوار شود.
انوار. [ اِن ْ ](ع مص ) ظاهر گردیدن . (از اقرب الموارد). آشکار گردیدن . || روشن شدن . || روشن کردن جای و جز آن . || گل کردن درخت . || خوب روی شدن . (ناظم الاطباء). رجوع به انارة شود.
( ~.) [ ع . ] (اِ.) جِ نَور؛ شکوفه ها.
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ نور؛ روشنایی ها.