انقلابی. [ اِ ق ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به انقلاب. شورشی. || کسی که طرفدار انقلاب است. || ( اِخ ) نام فرقه ای در اول مشروطیت. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به انقلاب ، شورشی . ۲ - طرفدار انقلاب . ۳ - انقلاب کننده .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به انقلاب شورشی . ۲ - طرفدار انقلاب . جمع : انقلابیون .
دانشنامه عمومی
انقلابی کسی است که یا فعالانه در یک انقلاب شرکت کند، یا از آن دفاع کند. همچنین وقتی به عنوان صفت استفاده شود، انقلابی به چیزی گفته می شود که اثر عمده، ناگهانی بر جامعه یا برخی از جنبه های کوشش بشری بگذارد.انقلاب آمریکاپادفرهنگ دهه ۱۹۶۰انقلاب کوباانقلاب فرهنگی چینانقلاب فرانسهانقلاب ۱۳۵۷ ایرانلنینیسمانقلاب روسیهانقلاب جهانیانقلاب شین هایاین لفظ -چه به صورت اسم و چه صفت-معمولاً به زمینهٔ سیاست اعمال...
مترادف و متضاد
چریک، مبارز
اخلالگر، شورشگر، شورشی
۱. چریک، مبارز ۲. اخلالگر، شورشگر، شورشی
red (صفت)برنگ خون، قرمز، سرخ، قزل، انقلابیsolstitial (صفت)تحولی، انقلابی، تحویلی، دارای دوره تحول کوتاهrevolutionary (صفت)چرخشی، انقلابی، انقلاب اورrevolutionist (صفت)انقلابی...