منقرض شدن، برافتادگی (جمع آن انقراضها و انقراضات میباشد)
از بین رفتن کامل یک گونه یا آرایۀ بالاتر به شکلی که دیگر در هیچ جا یافت نشود
انقراض سلسلهی قاجاریه
the downfall of the Ghajar Dynasty
فساد و عشرت طلبی موجب انقراض امپراطوری عثمانی شد
corruption and voluptuousness led to the demise of the Ottoman Empire
سرنگونی، واژگونی
انحطاط، تلاشی، ضعف
انهدام، زوال، نابودی
۱. سرنگونی، واژگونی
۲. انهدام، زوال، نابودی
۳. انحطاط، تلاشی، ضعف