انفراد. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) یگانه شدن و تنها گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). تنها شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ). استفراد. ( یادداشت مؤلف ). تفرد. وحدت. وحدانیت. || تنها کردن کاری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) یگانگی. یکتایی. تنهایی.- انفراد حاصل کردن ؛ تنها شدن. ( ناظم الاطباء ).- انفراد ورزیدن ؛ تنها شدن....
فرهنگ عمید
۱. یگانه شدن، تنها شدن، تنهایی. ۲. تنها کاری کردن.
فرهنگ معین
(اِ فِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) تنها شدن . ۲ - تنها کاری کردن . ۳ - (اِمص . ) یگانگی ، تنهایی .
فرهنگ فارسی
یگانه شدن، تنهاشدن، تنهاکاری کردن ، تنهایی ۱ -( مصدر ) یگانه شدن تنها شدن . ۲ - تنها کاری کردن . ۳ - ( اسم ) یگانگی تنهایی تنها روی . جمع : انفرادات .
مترادف و متضاد
انحصار، تنهایی، تنهایی، فردی، ویژگی ≠ عموم
solitude(اسم)
تنهایی، خلوت، انفراد، جای خلوت
soleness(اسم)
تنهایی، انفراد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تنها شدن و به تنهایی انجام دادن کاری و همچنین فرادا نماز خواندن را انفراد میگویند که از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، صوم، شرکت، وکالت، وصیت، نکاح و شهادات سخن رفته است.خواندن نماز در پوشیدنیِ نجس که به تنهایی برای پوشاندن عورت کافی نیست، مانند جوراب و عرقچین صحیح است. از این رو، خواندن نماز در پوشیدنیِ نجس که به تنهایی برای پوشاندن عورت کافی است، صحیح نیست.انفراد در نمازبه قول مش...