کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انعاظ | کلماتور
معنی کلمه : انعاظ
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnʔˈɑz/
تلفظ :
['a:n?'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سابق الانعام
انعام ثلاثه
انعام سوره
انعام دادن
اعاظم
اتعاظ
انعام
انعام بازگردانی
اجعاظ
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انعاظ. [ اِ ] ( ع مص ) برخیزانیدن نره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به نعوظ داشتن. ( بحر الجواهر ). نعوظ آوردن. ایستاده کردن نره. تحریک. ( یادداشت مؤلف ) : قوت حیوانی ، آلت شهوانی را قیام و انعاظی بداد. ( سندبادنامه ص 177 ).- انعاظ کردن ؛ برخیزانیدن نره : و اندر وی [ انار شیرین ] لختی بادناکی است و انعاظ کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). پیه اسقنقور با بیزرد بسرشند اول شب بنهند انعاظی کند عجب. ( ذخ...
کلمات مرتبط
سابق الانعام
انعام ثلاثه
انعام سوره
انعام دادن
اعاظم
اتعاظ
انعام
انعام بازگردانی
اجعاظ
نظرات