انطباق. [ اِ طِ ] ( ع مص ) موافق و برابر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بهم پیوستن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِمص ) بهم پیوستگی. ( ناظم الاطباء ). || برابری. یکسانی.
فرهنگ عمید
موافق شدن، برابر شدن، یکسان گشتن، برابر شدن چیزی با چیز دیگر، با شرایط خود را وفق دادن.
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) برابر شدن ، یکسان گشتن . ۲ - (اِمص . ) برابری ، یکسانی . ج . انطباقات .
فرهنگ فارسی
مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده
در نظریۀ تحول شناختی پیاژه، فرایند تطبیق ساختارهای شناختی فرد برای برآوردن خواستهای محیطی که شامل دو فرایند مکمل درونانطباق و برونانطباق است
برابرشدن، یکسان گشتن، برابرشدن چیزی باچیزدیگر۱ - ( مصدر ) برابر شدن با یکسان گشتن با راست آمدن با برابر بودن با . ۲ -( اسم ) برابری یکسانی . جمع : انطباقات....
دانشنامه عمومی
انطباق (انگلیسی: Compliance) یک فیلم در سبک مهیج و شهوانی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این فیلم جایزه هیئت ملی بازبینی فیلم برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کرده است.۲۱ ژانویه ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-01-۲۱) (Sundance)۱۷ اوت ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-08-۱۷)wiki: انطباق...
مترادف و متضاد
برابری، وفق، یکسانی
coincidence (اسم)تصادف، توافق، انطباق، اقتران، هم رویدادadaptation (اسم)تطبیق، توافق، انطباق، اقتباسconformity (اسم)متابعت، انطباق، مطابقت، پیروی، هم نوایی، پیروی از رسوم یا عقایدsynchrony (اسم)هم اهنگی، انطباق، هم زمانی، هم عصری، تقارن، همگاهیsynchronism (اسم)انطباق، هم زمانی، ایجاد همزمانی، هم وقتی، همگاهیparallax (اسم)انطباق، اختلاف منظرself-identity (اسم)انطباق، همانن...
فرهنگ فارسی ساره
برابری، سازش
فرهنگستان زبان و ادب
{conformance} [مهندسی مخابرات] مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده