Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انطباق

تلفظ بین المللی : /ˌentebˈɑq1/ تلفظ :‌ [,enteb'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • انطباق پذیر
  • انطباق با اصول عقلانی
  • انطباق با ایین و اداب ظاهری
  • انطباق با مورد
  • انطباق زمانی داشتن
  • انطباق اجتماعی
  • انطباق حسی
  • سند انطباق
  • عدم انطباق کانونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

انطباق. [ اِ طِ ] ( ع مص ) موافق و برابر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بهم پیوستن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِمص ) بهم پیوستگی. ( ناظم الاطباء ). || برابری. یکسانی.

فرهنگ عمید

موافق شدن، برابر شدن، یکسان گشتن، برابر شدن چیزی با چیز دیگر، با شرایط خود را وفق دادن.

فرهنگ معین

(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) برابر شدن ، یکسان گشتن . ۲ - (اِمص . ) برابری ، یکسانی . ج . انطباقات .

فرهنگ فارسی

مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده

در نظریۀ تحول ‌شناختی پیاژه، فرایند تطبیق ساختارهای شناختی فرد برای برآوردن خواست‌های محیطی که شامل دو فرایند مکمل درون‌‌انطباق و برون‌انطباق است

برابرشدن، یکسان گشتن، برابرشدن چیزی باچیزدیگر۱ - ( مصدر ) برابر شدن با یکسان گشتن با راست آمدن با برابر بودن با . ۲ -( اسم ) برابری یکسانی . جمع : انطباقات....

دانشنامه عمومی

انطباق (انگلیسی: Compliance) یک فیلم در سبک مهیج و شهوانی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این فیلم جایزه هیئت ملی بازبینی فیلم برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کرده است.۲۱ ژانویه ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-01-۲۱) (Sundance)۱۷ اوت ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-08-۱۷)wiki: انطباق...

مترادف و متضاد

برابری، وفق، یکسانی

coincidence (اسم)تصادف، توافق، انطباق، اقتران، هم رویدادadaptation (اسم)تطبیق، توافق، انطباق، اقتباسconformity (اسم)متابعت، انطباق، مطابقت، پیروی، هم نوایی، پیروی از رسوم یا عقایدsynchrony (اسم)هم اهنگی، انطباق، هم زمانی، هم عصری، تقارن، همگاهیsynchronism (اسم)انطباق، هم زمانی، ایجاد همزمانی، هم وقتی، همگاهیparallax (اسم)انطباق، اختلاف منظرself-identity (اسم)انطباق، همانن...

فرهنگ فارسی ساره

برابری، سازش

فرهنگستان زبان و ادب

{conformance} [مهندسی مخابرات] مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده

کلمات مرتبط

  • انطباق پذیر
  • انطباق با اصول عقلانی
  • انطباق با ایین و اداب ظاهری
  • انطباق با مورد
  • انطباق زمانی داشتن
  • انطباق اجتماعی
  • انطباق حسی
  • سند انطباق
  • عدم انطباق کانونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات