انضاد. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ نَضَد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).- انضاد الجبال ؛ سنگهای بر یکدیگر [ نهاده ] ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سنگهایی که بعضی در روی بعضی باشد. ( از اقرب الموارد ).- انضاد الرجل ؛ اعمامه و اخواله المتقدمون فی الشرف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). اعمام و اخوال او متقدمین در شرف. ( یادداشت مؤلف ).- انضاد السحاب ؛ ابر بر هم ...