کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انصات | کلماتور
معانی کلمه : انصات
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnsɑt/
تلفظ :
['a:nsAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
ایه انصات
ربیع انصاری
اناتا
اناتمن
اناتول فرانس
اناتولی
اناتولی حصاری
اناتومی
رضی انصاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انصات. [ اِ ] ( ع مص ) خاموش بودن و گوش داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). خاموش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). خاموش بودن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). ساکت بودن و گوش دادن. ( از اقرب الموارد ). || خاموش کردن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). اسکات. ساکت کردن. ( از اقرب الموارد ). لازم و متعدی است. ( از منتهی الارب ). || ببازی میل ...
فرهنگ عمید
۱. خاموش شدن.
۲. خاموش شدن و گوش دادن به سخن کسی.
۳. ساکت کردن.
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - خاموش شدن . ۲ - گوش دادن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - خاموش شدن. ۲ - گوش دادن .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه]
سکوت جهت گوش فرادادن به چیزی را اِنصات می گویند.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۷۳۰.
...
wikifeqh:
انصات
کلمات مرتبط
ایه انصات
ربیع انصاری
اناتا
اناتمن
اناتول فرانس
اناتولی
اناتولی حصاری
اناتومی
رضی انصاری
نظرات