۱. هر نوع نوشتۀ ادبی. ۲. (اسم مصدر ) آموزش نویسندگی. ۳. نویسندگی. ۴. (اسم مصدر ) آفریدن، پدید آوردن. ۵. (اسم مصدر ) [قدیمی] منصب منشی گری و نویسندگی شامل نوشتن نامه ها و فرمان ها.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . انشاء ] ۱ - (مص م . ) آفریدن ، به وجود آوردن . ۲ - آغاز کردن . ۳ - از خود چیزی گفتن . ۴ - (اِمص . ) سخن پردازی . ۵ - (اِ. ) نوشته .
فرهنگ فارسی
درس نویسندگی جمع نشوئ پروردگان بالیدگان .
مترادف و متضاد
تحریر، ترقیم
آفرینش، ابداع، ایجاد، خلق
۱. تحریر، ترقیم ۲. آفرینش، ابداع، ایجاد، خلق
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَنشَأَ: پدید آوردریشه کلمه: نش ء (۲۸ بار)پدید آمدن. در مصباح گفته: «نَشَأَ الشَّیْءُ نَشْأً: حَدَثَ وَ تَجَدَّدَ» صحاح و قاموس و اقرب مثل مصباح آن را لازم گفتهاند ولی راغب آن را مثل انشاء پدیدآوردن توأم با تربیت گفته است. تربیت شدن و تربیت کردن بلند شدن و بلند کردن نیز که در معنی نشاء و انشاء گفتهاند، نوعی پدیدآمدن و پدیدآوردن است، آفریدن نیز پدیدآوردن میباشد. . اوست که برا...