انساب . [ اِ ] (ع مص ) سخت وزیدن باد و برداشتن آن خاک و سنگریزه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
انساب . [اَ ] (ع اِ) ج ِ نَسَب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (دهار). نسبها و نژادها. (غیاث اللغات ). پشتها. (از یادداشتهای لغت نامه ) : چون از آن روز برنیندیشی که بریده شود در اوانساب . ناصرخسرو.هست بنده نبیره ...
خویشی ها، خویشاوندیها، جمع نسب ( اسم ) جمع نسب ۱ - نژادها. ۲ - خویشاوندیها خویشیها . سخت وزیدن باد و برداشتن آن خاک و سنگریزه ها را .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَنسَابَ: نسب هامعنی أَنصَابُ: بت ها(سنگهایی که به عنوان عبادت رویشان قربانی می کردند)ریشه کلمه: نسب (۳ بار). نسب و نسبت اشتراکی است از طرف یکی از والدین نسب طولی مثل اشتراک از حیث پدران و فرزندان و نسب عرضی مانند نسبی که میان عموزادگان و برادرزادگان است (مفردات - اقرب) در مجمع گفته نسب راجع به ولادت نزدیک است در قاموس گوید: «النَّسَبُ وَالِنسْبَةُ: اَلْقِرابَة» مراد از نسب در آ...