Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انس

تلفظ بین المللی : /ˈons/ تلفظ :‌ ['ons]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • آنس
  • انس التایبین
  • انس الطالبین و عدهالسالکین
  • انس بن مالک ابو ثمامه
  • انس رودخانه
  • انس شهر
  • انس و هیبت
  • انس پذیر
  • انس گرفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

انس . [ اَ ن ِ ] (ع ص ) انس گیرنده و انیس . (ناظم الاطباء).

انس . [ اُ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ انوس . (منتهی الارب ). و رجوع به انوس شود.

انس . [ ] (اِ) بعربی اسطوخودوس است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به اسطوخودوس شود.

انس . [ اُ ] (فرانسوی ، اِ) واحد وزن معادل 28/35 گرم . (از ل...

فرهنگ عمید

مردم؛ بشر؛ انسان.
⟨ انس و جان: آدمی و پری.

خو گرفتن به همنشینی با کسی؛ خوگرفتگی؛ همخویی؛ همدمی.

۱. کسی که به او انس گرفته شود.
۲. (اسم) گروه بسیار.
۳. (اسم) مردم و قبیله که در یک‌ جا مقیم باشند.

مردم، بشر، انسان.* انس و جان: آدمی و پری.۱. کسی که به او انس گرفته شود.۲. (اسم ) گروه بسیار.۳. (اسم ) مردم و قبیله که در یک جا مقیم باشند.خو گرفتن به همنشینی با کسی، خ...

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (اِج .) مردم ، آدمیان .

( اُ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خو گرفتن . 2 - (اِ مص .) عادت . 3 - آرامش .

(اَ نَ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که بدو انس گیرند. 2 - گروهی که در یک جا مقیم باشند؛ ج . آناس .

(اَ نَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کسی که بدو انس گیرند. ۲ - گروهی که در یک جا مقیم باشند، ج . آناس . ( اُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) خو گرفتن . ۲ - (اِ مص . ) عادت . ۳ - آرامش . ( اِ ...

فرهنگ فارسی

( آنس ) مانوس تر خوگیرنده تر
خوگرفتن ، خوگرفتگی، همخویی، همدمی، خرمی، ضد وحشت، مردم، بشر، واحدش انسی، اناس و اناسی جمع، انس گیرنده، خوگ
( اسم ) مردم آدمیان اناس ناس مقابل جن . یا انس و جن . مردمان و پریان آدمیان و پریان .
لال چند از شاعران فارسی گوی هند و از لکهنوست و به سال ۱۲۶۷ ه. ق . در گذشته است .

دانشنامه عمومی

انس می تواند به یکی از معناهای زیر به کار رود:اُنْسْ (تلفظ می شود/ons/) یا صمیمیتاُنْسْ (تلفظ می شود/ons/) یا اونس، واحد جرماِنْسْ (تلفظ می شود/ens/) یا انسانانس (سرده) (Anas) سرده ای از پرندگان تیرهٔ اردکیانwiki: ذَمار در کشور یمن. جمعیت این دهستان در حدود ۱۷۴۳۳۷ نفر می باشد. این دهستان دارای قدمتی تاریخی می باشد و در دوران قدیم بنام «أرض الهان ومقری» نامیده می شده است. ساکنان این دهستان از چهار ...

مترادف و متضاد

خو، عادت

دوستی، محبت، وابستگی

آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت

۱. خو، عادت
۲. آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت
۳. دوستی، محبت، وابستگی

familiarity (اسم)اشنایی، خودمانی، انسfondness (اسم)علاقه، انس، خاطرخواهی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] آنس. معنی إِنسِ: بشرمعنی ءَانَسَ: انس گرفت - دیدمعنی ءَانَسْتُ: انس گرفتم - دیدممعنی ءَانَسْتُم: انس گرفتید - دیدید - یافتیدمعنی وُحُوشُ: حیوانات وحشی (کلمه وحوش جمع وحش است ، و این کلمه به معنای حیوانی است که هرگز با انسانها انس نمیگیرد ، مانند درندگان و امثال آن )معنی زَوْجَیْنِ: به معنای هر دو چیزی است که مقابل هم باشند ، یکی فاعل و مؤثر باشد ، دیگری منفعل و متاثر ، از آنکه فاعل...

فرهنگ فارسی ساره

خو گیر

واژه نامه بختیاریکا

فِرِشت

کلمات مرتبط

  • آنس
  • انس التایبین
  • انس الطالبین و عدهالسالکین
  • انس بن مالک ابو ثمامه
  • انس رودخانه
  • انس شهر
  • انس و هیبت
  • انس پذیر
  • انس گرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات