اندرون . [ اَ دَ ] (ع ص ) ج ِ اندری . رجوع به اندری شود. || (اِ) جوانان که از هرنوع برای شراب فراهم آیند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جوانان پراکنده که برای شراب جمع شوند. (از اقرب الموارد). و رجوع به اندری شود.
لا، مابین
حرمسرا ≠ بیرونی
تو، داخل، در ≠ ، بیرون، خارج
باطن، درون، ضمیر ≠ برون، ظاهر
۱. حرمسرا
۲. باطن، درون، ضمیر
۳. تو، داخل، در
۴. لا، مابین، ≠ بیرونی
۵. برون، ظاهر،
۶. بیرون، خارج