Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اندرافکندن

تلفظ بین المللی : /ˈaːndarˈɑfkandˌan/ تلفظ :‌ ['a:ndaR'Afkand,an]
لغت نامه دهخدا
  • تن اندرافکندن
  • پی اندرافکندن
  • اندر افکندن
  • اندرفکندن
  • پی اندر افکندن
  • اندرافتادن
  • ز پای اندرافتادن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اندرافکندن . [ اَ دَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) افشاندن . پراکندن : بصد جای تخم اندرافکند بخت بتندید شاخ و برآورد رخت . عنصری . || نوشیدن . بیکبار نوشیدن : تا خبر یابم جامی دوسه اندرفکنم رخ کنم سرخ و فرودآیم با ناز و بطر. فرخی .|| داخل کردن : تو هم اکنون نزد افشین روی و اگر بار ندهد خویشتن را اندرافکنی و بخواهش و تضرع و زاری پیش این کار بازشوی . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 174). و رجوع به افکندن و انداختن ش...

کلمات مرتبط

  • تن اندرافکندن
  • پی اندرافکندن
  • اندر افکندن
  • اندرفکندن
  • پی اندر افکندن
  • اندرافتادن
  • ز پای اندرافتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات