اندخسواره. [ اَ دَخ ْس ْ / رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) قلعه و حصار. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ فارسی معین ). قلعه و شهر. ( ناظم الاطباء ). حصار. ( شرفنامه ) ( فرهنگ سروری ). || جایگاه و پناه و تکیه گاه. ( برهان قاطع ). جای پناه بردن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شخصی یا جایی را گویند که بدان پناه گیرند. و تکیه بر آن کنند. ( فرهنگ جهانگیری ). چیزی که بدان پناه گیرند. ( مجمل اللغة )...
فرهنگ عمید
تکیه گاه، پناهگاه: ز خشم این کهن گرگ ژکاره / ندارم جز درت اندخسواره (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۹ ).
فرهنگ معین
(اَ دَ رِ ) (اِمر. ) ۱ - تکیه گاه ، پناهگاه . ۲ - قلعه ، حصار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - تکیه گاه جایگاه پناهندگی . ۲ - قلعه حصار.