معانی کلمه : اندا
لغت نامه دهخدا
اندا. [ اَ ] (مغولی ، اِ) دوست . رفیق . انده . اندای . (از فرهنگ فارسی معین ) : واین اقطاع را که دادیم نفروشند و نبخشند و به اندا و قودا و اقا و اینی و خویشاوند و کابین و قلنک ندهند و کسی که بر این حرکت اقدام نماید گناه کار گردد. (تاریخ غازانی ص 308). و رجوع به انده و اندای شود.
فرهنگ عمید
۱. = اندودن
۲. انداینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آفتاب اندا.
۲. انداینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آفتاب اندا.
فرهنگ معین
(اَ ) (اِ. ) = انده .اندای : دوست ، رفیق .
فرهنگ فارسی
( اسم ) دوست رفیق .
یا اندائ
یا اندائ
دانشنامه عمومی
اندا، روستایی از توابع بخش اشکنان شهرستان لامرد در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان اشکنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲ نفر (۶خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان اشکنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲ نفر (۶خانوار) بوده است.
wiki: اندا
گویش مازنی
۱اندازه ۲ مقیاس با چشم
/endaa/ اندازه - مقیاس با چشم
