کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انخساف | کلماتور
معانی کلمه : انخساف
تلفظ بین المللی :
/ˌenxesˈɑf/
تلفظ :
[,enxes'Af]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انکساف
اخساف
اخساف ظبیه
انتساف
انحساف
انخاف
انخسا
انخساء
انخشاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انخساف. [ اِ خ ِ ]( ع مص ) کور شدن چشم. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). کور شدن. ( از اقرب الموارد ). یقال : انخسفت العین. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بزمین فرو رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || پوشیده شدن. ( آنندراج ). ناپدید شدن. گرفته شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || گرفته شدن ماه و آفتاب. ( آنندراج ). گرفتن ماه. ( فرهنگ فارسی معین ). خسوف. خسف. || ( ا...
فرهنگ عمید
۱. فرورفتن.
۲. ناپدید شدن.
۳. کور شدن.
۴. (نجوم ) = خسوف
فرهنگ معین
(اِ خِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - ناپدید شدن ، گرفته شدن . ۲ - گرفتن ماه .
فرهنگ فارسی
فرورفتن، ناپدیدشدن، کورشدن، گرفته شدن وپوشیده شدن ماه
۱ - ( مصدر ) ناپدید شدن گرفته شدن . ۲ - گرفتن ماه ۳ - ( اسم ) گرفتگی گرفتگی ماه.
کلمات مرتبط
انکساف
اخساف
اخساف ظبیه
انتساف
انحساف
انخاف
انخسا
انخساء
انخشاف
نظرات