انتقاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برگردیدن گونه ٔکسی : اُنتقع لونه ( مجهولاً ). ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تغییر یافتن رنگ چهره از ترس یا از اندوه ، لغتی است در امتقاع. ( از اقرب الموارد ). برگردیدن گونه. ( آنندراج ). و رجوع به امتقاع شود. || شتر کشتن بمهمانی از سفر آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شتر کشتن در مهمانی از سفر آینده. ( ناظم الاطباء ). نحر کردن نقیعه ( ستور که در مهمانی کشند...
فرهنگ فارسی
برگردیدن گونه کسی تغییر یافتن رنگ چهره از ترس و یا از اندوه لغتی است در امتقاع . یا سیراب گردیدن .