کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انتفاخ | کلماتور
معانی کلمه : انتفاخ
تلفظ بین المللی :
/ˌentefˈɑx/
تلفظ :
[,entef'Ax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انتفاضه
حق انتفاع
انتفاء
انتساخ
انتفا
انتفاع
انتجاخ
انتضاخ
انتفاج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انتفاخ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برآماسیدن چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). باد گرفتن. آماهیده شدن. ( مصادر زوزنی ). آماسیدن. بردمیده شدن. ( از ذخیره خوارزمشاهی ). پربار شدن و آماسیدن. ( غیاث اللغات ). باد آوردن. باد کردن. برآماسیدن. آماس کردن. ورم کردن. آماسیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). آماهیدن. منتفخ شدن. تورم. ( یادداشت مؤلف ). || بلند برآمدن روز. ( منتهی الارب )...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ورم کردن . نفخ کردن .
مترادف و متضاد
آماس، باد، تورم، نفخ، ورم
کلمات مرتبط
انتفاضه
حق انتفاع
انتفاء
انتساخ
انتفا
انتفاع
انتجاخ
انتضاخ
انتفاج
نظرات