انتعاش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) دروا شدن افتاده از لغزش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).یقال انتعش العاثر؛ انتهض من عثرته. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). برخاستن. بلند شدن. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). درست خاستن افتاده. ( تاج المصادر بیهقی ). بلند شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || افاقه. یافتن بیمار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نشا...
فرهنگ عمید
بهبود وضع زندگی، حال یا کار کسی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) برخاستن ، بلند شدن . ۲ - نیکو حال شدن . ۳ - با نشاط شدن . ۴ - (اِمص . ) بهبود. ۵ - لذت بردن ج . انتعاشات .
فرهنگ فارسی
نیکوحال شدن، بانشاط شدن، به نشاط آمدن، بلندشدن، برخاستن ۱ - ( مصدر ) بر خاستن بلند شدن . ۲ - نیکو شدن بهبود یافتن به شدن نیکو حال شدن ۳ - با نشاط شدن بنشاط آمدن . ۴ - ( اسم ) بهبود بهی . ۵ - عیش نشاط . جمع : انتعاشات .