کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انتظام-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : انتظام داشتن
تلفظ بین المللی :
/ˌentezˈɑm dˈɑʃtan/
تلفظ :
[,entez'Am d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انتظار داشتن
احترام داشتن
انتظام
انتظام عبدالله
انتظام نصرالله
انتظام حاصل کر
انتظام حاصل کردن
انتظام دادن
بی انتظام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انتظام داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب )آراسته بودن و منتظم و مرتب کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آراسته بودن . و منظم و مرتب بودن .
کلمات مرتبط
انتظار داشتن
احترام داشتن
انتظام
انتظام عبدالله
انتظام نصرالله
انتظام حاصل کر
انتظام حاصل کردن
انتظام دادن
بی انتظام
نظرات