معانی کلمه : انتظار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چشم به راه بودن، چیزی را چشم داشتن، منتظر چیزی بودن.
۲. چشمداشت.
۲. چشمداشت.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) توقع داشتن ، چشم به راه بودن . ۲ - (اِمص . ) نگرانی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
چشم براه بودن، چیزی راچشم داشتن ، چشمداشت
۱ - ( مصدر ) چشم داشتن چشم براه بودن . ۲ - ( اسم ) چشم داشت چشم داشتگی . ۳ - نگرانی . جمع : انتظارات . (پس زمین را بوسه دادند و شدند انتظار وقت فرصت می بدند. ) (مثنوی ) یا انتظار خدمت . کارمند وزارتخانه یا اداره ای را بعللی موقتا از کار بر کنار کردن .
۱ - ( مصدر ) چشم داشتن چشم براه بودن . ۲ - ( اسم ) چشم داشت چشم داشتگی . ۳ - نگرانی . جمع : انتظارات . (پس زمین را بوسه دادند و شدند انتظار وقت فرصت می بدند. ) (مثنوی ) یا انتظار خدمت . کارمند وزارتخانه یا اداره ای را بعللی موقتا از کار بر کنار کردن .
دانشنامه عمومی
گاه دار،چشم داشت،گاه به معنی زمان ووقت است وهم هم چم (معنی ،هم معنی)دارا بودن وداشتن پس کسی که باسپرس وقت چشم انتظار کسی است:گاه دار ِ می باشد
فرهنگ اسم ها
اسم: انتظار (پسر) (عربی) (تلفظ: entezar) (فارسی: انتظار) (انگلیسی: entezar)
معنی: چشم به راه بودن، امید، نگرانی
معنی: چشم به راه بودن، امید، نگرانی
گویش اصفهانی
تکیه ای: entezâr / čamberâhi
طاری: entezâr/ čeymberahi
طامه ای: entezâr
طرقی: entezâr
کشه ای: entezâr
نطنزی: entezâr
مترادف و متضاد
نگرش
شکیب، شکیبایی، صبر
آرزو، امید، توقع، چشمداشت
۱. آرزو، امید، توقع، چشمداشت
۲. شکیب، شکیبایی، صبر
۳. نگرش
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
نگرش
چشمداشت، چش مداشتن
