انتصاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تمام حق خود گرفتن از کسی. ( ناظم الاطباء ). انتصف منه ؛ تمام حق خود گرفت از آن. ( منتهی الارب ). نصف یافتن. ( غیاث اللغات ). || معجر بر سر افکندن زن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اختمار. ( از اقرب الموارد ). مقنعه بر سر انداختن. || به نیمه رسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). به نیمه چیزی برسیدن. ( مصادر زوزنی ) ( فرهنگ فارسی معین ). نصف...
فرهنگ عمید
۱. داد گرفتن. ۲. باانصاف رفتار کردن. ۳. به نیمه رسیدن. ۴. نیمۀ چیزی را گرفتن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) حق خود را از کسی گرفتن ، نصف چیزی را گرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
اِنتِصاف(در لغت به معنی دادستدن و دادخواهی) در اصطلاح کلام معتزله و امامیه، از فروع اصل عدل. یعنی خداوند داد تمام ستمدیدگان را از ستمگران و حق مظلومان را از ظالمان یا کسانی که آماده اند و باید به جبران ظلم ظالمان اقدام کنند (مانند سرپرست غیرمکلف یا صاحب حیوان) می ستاند و عوض درد و رنج هایی را که مظلوم ستمدیده کشیده است بدو می رساند.wikijoo: انتصاف...
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) به نیمه رسیدن نصف چیزی را گرفتن . ۲ - دادستدن داد گرفتن حق خود را از کسی گرفتن . همه شیر پستان مکیدن شتر بچه یا نوشیدن شتر همه آب آبگیر را ٠
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] انتصاف استیفای حق مظلوم از ظالم ازسوی خداوند می باشد.انتصاف در لغت به معنای طلب دادخواهی و گرفتن انتقام از ظالم به صورت عادلانه است، در اصطلاح کلام عبارت است از این که خداوند حق ستمدیده را از ستمگر گرفته و به او باز می گرداند. انتصاف از نظر متکلمان عدلیهبحث انتصاف در کلام اسلامی شاخه ای ازبحث مربوط به اعواض است، از نظر متکلمان عدلیه عوض در برابر آلام و ناگواری هایی که بر فردی وارد می شو...