معانی کلمه : انتشار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پراکنده شدن.
۲. گسترده شدن چیزی.
۳. فاش شدن خبر.
۴. چاپ و توزیع کتاب، نشریه، مجله، و امثال آن ها.
۲. گسترده شدن چیزی.
۳. فاش شدن خبر.
۴. چاپ و توزیع کتاب، نشریه، مجله، و امثال آن ها.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پراکنده شدن ، شیوع یافتن . ۲ - (اِمص . ) پراکندگی . ۳ - شیوع .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پخش شدن امواج الکترومغناطیسی در فضا و محیطهای دیگر
دانشنامه عمومی
گُستَرِش.
مترادف و متضاد
سرایت
منتشر، نشر
پراکندن، گستردن
اشاعه، ترویج، شیوع
۱. منتشر، نشر
۲. اشاعه، ترویج، شیوع
۳. پراکندن، گستردن
۴. سرایت
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پراکَنش، پراکنیدن، گسترش، افشاندن، چاپ
واژه نامه بختیاریکا
باش؛ باشالی
فرهنگستان زبان و ادب
{propagation} [مهندسی مخابرات] پخش شدن امواج الکترومغناطیسی در فضا و محیط های دیگر
