کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انترن | کلماتور
معانی کلمه : انترن
تلفظ بین المللی :
/ˈantern/
تلفظ :
['anteRn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انترن بودن
بخش انترن
انترناسیونال
انترناسیونال نهاد
دوره انترنی
انترناسیونالیست
انترناسیونالیسم
انترنا
انترناسیونال سوسیالیست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
انترن. [ اَ ت ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) دانش آموز شبانه روزی. || کارآموز. کارورز. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
دانشجوی پزشکی که به منظور ورزیده شدن در رشتۀ خود، چند ترم آخر تحصیل را در بیمارستان و زیر نظر استادان به مداوای بیماران بپردازد.
فرهنگ معین
(اَ تِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - دانش آموز شبانه - روزی . ۲ - کارآموز پزشکی در بیمارستان .
فرهنگ فارسی
درونی، داخلی، دانش آموزشبانه روزی، کار آموز، کارورز، آنکه جهت ورزیده شدن درعلمی بخصوص دررشته پزشکی زیردست استادکارکند
( اسم ) ۱ - دانش آموز شبانه روزی . ۲ - کار آموز کارورز
مترادف و متضاد
intern
(اسم)
انترن، کار ورز، پزشک مقیم بیمارستان
کلمات مرتبط
انترن بودن
بخش انترن
انترناسیونال
انترناسیونال نهاد
دوره انترنی
انترناسیونالیست
انترناسیونالیسم
انترنا
انترناسیونال سوسیالیست
نظرات