کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انبعاث | کلماتور
معانی کلمه : انبعاث
تلفظ بین المللی :
/ˌenbeʔˈɑs/
تلفظ :
[,enbe?'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انبعاثهم
انتعاث
انباث
انبثاث
انبحاث
انبعاج
انبعاق
انعاث
انقعاث
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انبعاث. [ اِم ْ ب ِ ] ( ع مص ) برانگیخته شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( ترجمان علامه مهذب عادل بن علی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): اذ انبعث اشقی̍ها. ( قرآن 12/91 ). || فرستاده شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || برخاستن : انبعث فلان لشأنه ؛ یعنی برخاسته بکار خود رفت. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || شتافتن. ( منتهی الارب ) ( ن...
فرهنگ عمید
۱. برانگیخته شدن.
۲. روان شدن.
۳. فرستاده شدن.
۴. شوق، میل.
فرهنگ معین
(اِ بِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - برانگیخته شدن . ۲ - روان شدن . ۳ - فرستاده شدن ، ج . انبعاثات .
فرهنگ فارسی
برانگیخته شدن، روان شدن، فرستاده شدن
( مصدر ) ۱ - بر انگیخته شدن. ۲ - روان شدن . ۳ - فرستاده شدن . جمع : انبعاثات .
کلمات مرتبط
انبعاثهم
انتعاث
انباث
انبثاث
انبحاث
انبعاج
انبعاق
انعاث
انقعاث
نظرات