Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امی

تلفظ بین المللی : /ˈommi/ تلفظ :‌ ['ommi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آمی
  • اَمِی
  • امی لوول
  • آمی دتر
  • آمی دترجان
  • آمی پسر
  • آمی زن
  • امی دتر
  • امی دترجان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

( آمی ) آمی. ( یونانی ، اِ ) آمیوس. زنیان. نانخواه. نانخه. نانوخیه. نَغن. نَغن خلان. نغن خوالان. جوانی. کمون ملوکی.امی. [ اُم ْ می ] ( ع ص ) منسوب به ام. مادری. بطنی : اخ امی ؛ برادر مادری. اخت امی ؛ خواهر مادری. ( از یادداشت مؤلف ). || کسی که بر اصل خلقت خود بود و کتابت و حساب نیاموخته باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کسی که پدرش در ایام طفلی او بمیرد و از تربیت پدر محروم باشد و در کنف...

فرهنگ عمید

۱. مادری.
۲. [مجاز] کسی که درس نخوانده و خواندن و نوشتن را یاد نگرفته باشد، بی سواد.

فرهنگ معین

(اُ مّ ) [ ع . ] (ص نسب . ) بی سواد.

فرهنگ فارسی

( آمی ) نانخواه جوانی ملوکیمنسوب به ام به معنی مادر، مادری، ومجازاکسی رامیگویندکه درکودکی درس نخوانده وخواندن ونوشتن رایادنگرفته باشد( صفت )۱ - منسوب به (ام ) مادری مقابل ابی ابوی : جد امی . ۲ - کسی که درس نخوانده و خواندن و نوشتن نداند نانویسنده نا خوانا . یا امی صادق کلام . محمد بن عبدالله ص . یا پیغمبر امی . محمد بن عبدالله ص . ۳ - کودن گول . ۴ - کم سخن قلیل الکلام . ۵ - ننه حوا...

دانشنامه عمومی

آمی. آمی (به انگلیسی: Aumi) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در ساموآی آمریکا واقع شده است. آمی ۲٫۳۲ کیلومتر مربع مساحت و ۲۴۹ نفر جمعیت دارد و ۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکاwiki: خواننده اهل ارمنستان است. او به عنوان یکی از پرطرفدارترین و بانفوذترین خواننده های ارمنستان شناخته می شود و دارای لقب هایی همچون "پرنسس پاپ" در ارمنستان می باشد.او ن...

گویش مازنی

ام

( آمی ) /aami/ آمو
/amay/ ام

مترادف و متضاد

مادری

بی‌سواد، درس‌ناخوانده ≠ باسواد، تحصیلکرده

۱. بیسواد، درسناخوانده
۲. مادری ≠ باسواد، تحصیلکرده

maternal (صفت)
مادری، مادرانه، مادروار، امی، از مادری، وابسته به زایمان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] امّی به فرد ناآشنا به قرائت صحیح نماز گفته می شود. از این موضوع در باب صلات سخن گفته شده است.در فقه، به کسی که قرائت صحیح نماز را نمی داند، امّی، و به آشنا به قرائت صحیح، «قاری» گفته می شود.← صدق امی بر جاهل به اعراببر امّی واجب است قرائت صحیح را بیاموزد ، و به قول مشهور، در صورت توان بر یادگیری، تا زمانی که یاد نگرفته در صورت امکان باید به قاری واجد شرایط اقتدا کند و در صورت خواندن فرا...

واژه نامه بختیاریکا

( آمی * ) خاله

کلمات مرتبط

  • آمی
  • اَمِی
  • امی لوول
  • آمی دتر
  • آمی دترجان
  • آمی پسر
  • آمی زن
  • امی دتر
  • امی دترجان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات