معانی کلمه : امور
لغت نامه دهخدا
امور. [ اَ ](اِخ ) پسر کنعان بن نوح بود. رجوع به اموریون شود.
فرهنگ عمید
امر#NAME?
= امر
فرهنگ معین
( اُ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ امر. ۱ - کارها، عمل ها. ۲ - شغل ها. ۳ - حادثه ها.
فرهنگ فارسی
( آمور ) رود خانه ایست که در مرز چین و سیبری جریان دارد و به دریای اختسک می ریزد ٠ این رود به ساخالین نیز معروف است و ۴۳۷۷ کیلو متر طول دارد ٠
نام رودی بزرگ حد فاصل سیبریا و منچوری و آنرا ساخالین نامند
کارها، شغلها، حوادث، جمع امر
( اسم ) جمع امر . ۱ - کارها عملها . ۲ - شغلها . ۳ - حادثه ها . جمع : امورات
پسر کنعان بن نوح بود
نام رودی بزرگ حد فاصل سیبریا و منچوری و آنرا ساخالین نامند
کارها، شغلها، حوادث، جمع امر
( اسم ) جمع امر . ۱ - کارها عملها . ۲ - شغلها . ۳ - حادثه ها . جمع : امورات
پسر کنعان بن نوح بود
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱آتش گیر ۲قندشکن
/ammoor/ آتش گیر - قندشکن
/ame var/ کنار ما – نزد ما – پیش ما
/ame var/ کنار ما – نزد ما – پیش ما
